تویه مهربونی مثل رد مروارید توی شبها می مونید
مثل شاعری که تو شعراش غرق شده
مثل لادن ، مثل لیلا ، مثل شیدا می مونید
مثل مجنون نمی گم
مجنون که طفلی ناز نداشت
شما خیلی ناز دارید
مثل لیلا می مونید
مثل اوج یه ترانه توی دریا
توی شعر تنهایی مثل یه رویا می مونید
دنیا رو بهم میریزید وقتی از راه می رسید
مثل شورش ، مثل طوفان ، مثل غوغا می مونید
سارا واسه وفاداریش بود که موندگار شد
اگه وفادار بمونید مثل سارا می مونید
رقص موهاتون تو باد سمفونیه عاشقیه
مثل اوج یه ترانه تو اُتلو می مونید
مثل قداست صلیب
واسه مریم و مسیح
مثل مسجد ، مثل معبد ، مثل کلیسا می مونید
یادم اولین روز گونه هامو تر کردید
وقتی دیدید دیوونم حرفامو باور کردید
شما دوسم نداشتید از چشاتون می بارید
نمی دونم شعرامو واسه چی از بر کردید
از هر جا می گذشتید گل به پاتون می ریختم
شما به جاش تو قلبم هزار تا خنجر کردید
چه روزهایی که شونم پناه اشکاتون شد
رو زانوهای خستم خستگی رو در کردید
شما که زنگار گرفته نقاب آهنی تون
پس چی شد عاشقی رو قصه عالم کردید ؟
با لبخند دروغی ، چشم سیاه سوری
قصه لیلی مجنون ، چه جوری از بر کردید
تنهاترین سکوتِ فریاد بیدار ما
طفلکی مجنونه که تو دفترم ضرب کردید
پس نذرامون چی میشه ، حتما به یادتون نیست
واسه ضریح آقا نذر کبوتر کردید
من که چیزی نگفتم که دلتون گرفته
این چندمین باره که شما به من بد کردید
(حسین و محب)
faryade-sukut.blogfa.com
tanhatarin-bidar.blogfa.com
در آرزوی این بودم که ای کاش رنگ جوهر لغات بودم
ای کاش به همین سادگی با نوشته شدن قلبی را سبک می کردم
و به همین آسانی در آسمان پرواز می کردم
پرواز ، پرواز میان ابرها ، و باز دیدار سیاه کله گانی
که زیر پایم مثل مورچه وول می خورند
و هر یک با داستانی در دل ، ثانیه ها را رقم می زنند
حال به پاره های وجودم می نگرم که هر یک به سویی روانند
گاه بر کف خیابان نقش می بندد و گاه بر پای عابری بوسه می زنند
چه غریبانه ، درد را با چشم و گوش و دلم احساس می کنم
کاش نبود درد دلی که آن را نتوان گفت
و کاش نبود کاشی که در پی کاش دیگری ...
(حسین و محب)
faryade-sukut.blogfa.com
tanhatarin-bidar.blogfa.com

