دوستان همراه سلام
متاسفانه این وبلاگ دچار اختلالاتی شده و فعلا از explorer نمیشه وبلاگ
رو دید ، لطفا تا رفع مشکل از
Mozilla Firefox برای دیدن کامل صفحات وب استفاده نمایید ... متشکرم
سلام به صاحب برف سیاه
سلام به کسی که شاید خودشم باورنمی کرد دنیای دست پروردش این شکلی بشه ...
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
برف می بارد و اما رد پایی باقیست
صندلی های خمیده ، میز های صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
روی بوم آرزو هام رد پای دستای توست
سبز رنگ بوم رنگم زرد زرد است هنوز
چند تن خواب آلود چند تن دیوانه
چند تن نا هشیار چند تن بی خانه
قرمزی را سبزسبز ، سبزیت را زرد زرد
آبیت را بی بهانه مشکی مشکی به چشمم میخورد
موج موج رنگ دریا آبیست ، تُف تُف رنگ بالا آبیست
زهر زهر رنگ اینجا زرد است ، فوج فوج رنگ خانم مشکیست
سحری نزدیک است بازی مسخره افلاکیست
چشمک بی ثمر ستاره ها در کنار در باز پنجره
کی میگیره فراش باشی ، کی می کشه قصاب باشی
کی می پذه آشپزباشی ، کی می خوره حکیم باشی
اینجا باشی یا نباشی ، خدا باشی یا نباشی
قصه باشی غصه باشی ، نوشتت نقاش باشی
من دلم سخت گرفتست ازین مهمان خانه مهمان کشٍ روزش تاریک
