تبليغاتX
حرف دل - کاش می شد گریه را محکوم کرد
چهارشنبه 1386/01/29
کاش می شد گریه را محکوم کرد
 

        آخر غربت دنیاست مگه نه 

                           اول دو راهـی آشنـا شدن

 

امروز بد جوری دلم گرفته

کاش می شد آدم همیشه اون کسانی رو که خیلی دوستشون داره .......

کاش می شد عمر بهترین های روی زمین ، بیشتر از عمر بدترین های روی زمین بود .........

کاش می شد دنیا اینقدر کوچک نبود تا مجبور باشیم برای دیدن غنچه ای نو ، حتما گل سرخ زیبایی را از دست بدهیم .........

لعنت به هرچی کاش و کاشکی باد که هیچ یک معجزه ای نمی کند ..........

امروز چهلم بزرگ ترین مرد عالم سینما بود . راستشو بخواهید اینقدر خسته و پر دردم که نمی دونم باید از کدوم کلمه ها استفاده کنم.

آخه ما درس پاک بازی کردن و ، انتظار تشکر نداشتن را از او یاد گرفتیم . درس ننوشتن کلمات سفارشی

را از او آموختیم . درس.............................................

مردی که مسیر زندگی خیلی ها رو عوض کرد .

مردی  که در عوض ۳۰ سال گذشته تاریخ ایران ، بهش مدیونیم .

نمی دانم تا کی باید به لب هایم غُر بزنم که فاتحه بخوان و تا کی باید شیون تمام ناشدنی درونم را

 تحمل کنم .و تا کی باید به چشمانم وعده دو باره دیدنش را بدهم . آخه هر وقت برای تسکین چشم

 های خون گرفته ام ، قسم  به خداوند جان گیرنده می خورم که دوباره او را خواهم دید . قلبم همه چیز را

 در هم می ریزد ( او به هم زدن  تزویرهای زندگی را ، در هم شکستن شیشه های دلم را ، از شخصیت

عمو در قارچ سمی درس گرفته ) و فریاد بر می آورد که دروغ است . تو هرگز نمی توانی به قله های رفیع

 عمو رسول برسی .

وقتی می پرسم چرا ؟ میگوید فرشتگان پشت سرش بودند و سعی می کردند جای هر قدمی را که او به

سوی کمال بر می داشته به سرعت پاک کنند .

گفتم تو می دانی او چند قدم برداشته.

 گفت :آری .   گفتم قَسمت میدهم که بگویی.

گفت :شاه کوچک ، سقای تشنه لب ، نینوا ، بلمی به سوی ساحل ،  پرواز در شب ،  افق ، مجنون ،

هیوا ، خسوف ، کمکم کن  ، سفر به چزابه ،  نجات یافتگان ،  مزرعه پدری ،  نسل سوخته  ،

قارچ سمی ، میم مثل مادر   و   عصر روز دهم .

برام خیلی سخت بود برای کسی که خیلی دوستش دارم از فعل های گذشته استفاده کنم.

ولی چه می شه کرد ، این بار نوبت او بود و بار دیگر ممکن است نوبت .. باشد.

                                                میم مثل ملا قلی پور

                                             برای شادی روحّّش صلوات

 

نوشته شده توسط حسین در 12:35 | | لینک به این مطلب