تبليغاتX
حرف دل - توبه نصوح
یکشنبه 1386/02/09
توبه نصوح

 

 

اصلا نمی دونم بايد از کجاشروع کنم . باز اين دفعه هم از اون روزهايی که اينقدر درد و دل

 

دارم که گره بقض گلوم به اين راحتی ها باز بشو نيست .

 

يادتون وقتی بچه بوديم وقتی مثلا شيشه می شکونديم از ترس دعوا کردن ديگرون می دويديم

 

بقل مامانمون. هرچند که می دونستيم الان اولين کسی که دعوامون می کن هموم مامانست ؛  اما باز هم اونجا آروم می شديم .

 

يا حتی اگه توی خونه يه کار بدی می کرديم از ترس دعوا کردن مامان اصلا می دويديم

 

طرفش و پاهاش و بقل می کرديم . با اينکه می دونستيم مانمون اولين کسی که از دست ما خيلی ناراحت می شه.

 

می خوام بگم ای کاش الان هم  وقتی گناه می کنيم ، بدويم بقل خدا .

 

ترو خدا نگين ديوونه شده ها . واقعا ای کاش وقتی يه گناه گنده می کرديم از ترس ناراحتی

 

خدا هم که شده می پريديم بقلش و می گفتيم خدا جون ببخشيد ، ( با همون زبون بچگی ) قول ميدم ديگه نکنم .

 

کاش میشد باور می کرديم هر دوشنبه و هر پنج شنبه راستی راستی نامه اعمالمون و می دن دست امام زمان .

 

کاشکی باور می کرديم که امام زمان برای استغفار گناهای ما برامون گريه می کنه.

 

 کاش می شد روی پاهاش می شستيم و گريه می کرديم . بهش می گفتيم که چقدر دوستش داريم و چقدر پشيمونيم .

 

يادتون وقتی بچه بوديم تو کتابامون می خونديم : آن مرد آمد ؛ آن مرد در باران آمد .

 

ای کاش  حالا که بزرگتر شديم ، باور کنیم ؛ که تا  وقتی که آن مرد نيايد ، باران هم نخواهد آمد .

 

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

باور کنید که منم مخالف لذت بردن از این دنیا نیستم. ولی میگم ، لذت بردن هم مراتب داره .

 

اگر مراتب مادون با مراتب مافوق در تعارض باشه باید مراتب مادون را کنار گذاشت . فقط بخاطر اسم قشنگ همون کسی که بالا تر گفتم.

                        

                            « هوسی است در دل من که سر بشر ندارد »  

 

 

        وقتی توعریان آمدی دنیا                                  توگریان بودی و همه خندان

        کاری کن وقتی میروی ز دنیا                        همه گریان باشند و تو خندان

 

 

نوشته شده توسط حسین در 19:10 | | لینک به این مطلب