تبليغاتX
حرف دل - کلی حرف جدید
شنبه 1385/10/30
کلی حرف جدید

سلام

توی حرف دل قبلی بعضی از دوستام بهم گفتن شاید بهتر بود کامل تر در مورد تحول شخصیتیم توضیح می دادم .

آخه می دونین چیه من می ترسم چیزی بگم که به کسی بر بخوره  .

ولی بی خیال بهتون تا حدودیشو میگم .

منظورم این بود که هرکی با شکل بچه  مثبتی توی این دوره و زمونه می چرخه .

هرکی ادعای خدا یغمبریش بیشتره .

هرکی شب جمعه ها توی ایست بازرسی فقط چون از رنگ لباس  ..........  خوشش نمی یاد ، بهشون میگه بچه سوسول ، یا خلاصه آوار کتک و فهش رو می کش روی سر طرف .

نمی دونم کی گفته قرار اینها  فرشته ای باشن که ناجی مملکتن . کی گفته درس غیرت ایرونی رو باید از اینها یاد بگیریم  .

مادوست داریم اگه حرف از غیرت ، از نسل سوخته بشنویم .  

روی حرفم با اونایه که  جلوی مردم      صبحکم الله    میگن و پشت سر معلوم نیست توی چه سوراخی  چه غلطی میکنن.

آره می خوام بگم جنگی که همه فکر می کنن تموم شده  نه نه نه تموم نشده .

دیروز جنگ جوون ایرونی با یه مشت کافر بود .

امروز جنگ یه عالمه جوونی دست پرورده همون دیروزی هاست  اما جنگشون یه کوچولو فرق میکن . 

چون جنگ توپ تانک نیست . جنگ دردِ دل بین بعضی  ،   از ما بهترون که فکر میکنن پسر پیغمبرن  ( کت و ول کردن چسبیدن به دکمه ) با جنگ بعضی ها که کلا بی خیال همه چی شدن .

راستی ما ( من ) کجای این جنگیم . حقیقت شو  بخواهید دوست ندارم جزو هیچ کدوم از اینها باشم .

چون کنه زندگی هیچ کدومشون رو دوست ندارم .

 

پس اجازه بدید  آخرش و بهتر از نامه قبلیم تمومش کنم خدایا شکر که پشت چهره خیلی ها رو  خیلی زود برام روشن کردی . 

البته روی حرفم با دیگرونم هست  نه اینکه فقط با این بیچاره ها به کًل افتاده باشم .

دم مرام بی مرامی بعضی ها هم سرد باد که به کلی همه چیز رو فراموش کردن .

نوشته شده توسط حسین در 16:45 | | لینک به این مطلب